سفارش تبلیغ
بزرگترین تونل شهری
فنی حرفه ای ،آموزش غذاهای سنتی - قاصدک های آسمونی






















قاصدک های آسمونی


** به نام خدای مهربون **


قصه از این قراره که:

یه مدتی بود می خواستم کلاس های هنری  فنی حرفه ای را برم
چون هم آموزش هاش کامل و خوبن هم مدرکی که می دن معتبره و بین المللی هست
به یکی از بچه ها گفتم اگه برای آموزش آشپزی ثبت نام کردن خبرم کن
چند روز پیش گفت که دارن غذاهای سنتی را ثبت نام می کنن،وقتی رفتیم برا ثبت نام دیدیم نوشته مصاحبه هم داره وااااای
 یه روز را مشخص کرده بودن که بریم برا مصاحبه
ای بابا ما می خوایم  بیایم  آموزش ببینیم  نمی خوایم بیایم استخدام بشیم که مصاحبه هم می خواد باید فکر کرد
خلاصه روز مصاحبه فرا رسید و رفتیم تا وارد فنی حرفه ای شدیم دیدم عده ی زیادی ایستادن منتظر مصاحبه
 از یکی از خانوم ها که اونجا بود پرسیدمیعنی چی؟
 مصاحبه اش چه جوریه گفت چیزی نیست
 فقط می یان شرایط  و ایناش را برامون
 توضیح می دن گفتم عهه پس  خوبه تبسم
یه کم گذشت تا دیدیم مربی اومد و رفت تو یکی از کلاس ها نشست
 و یکی یکی داره از روی برگه های ثبت نام بچه ها را صدا می کنه
اولین نفری را که صدا زد وقتی اومد ازش پرسیدیم سوالاشون چی بود؟
 گفت ازم پرسیدن خورشت ماست چطوری درست می کنن باید فکر کرد
نفرات بعدی به همین ترتیب می رفتن و می یومدن و از هر کسی یه سوالاتی از این دست می کردن
تا اینکه نوبت من رسیدترسیدم
تا رفتم اول مشخصاتم را پرسید و گفت خوب تا حالا غذا درست کردی گفتم
" بله" گفت مثلن  چی ؟ گفتم همه چی پوزخند
(بسی آخر اعتماد به نفسیم دیگه شوخی)
گفت مثلن خورشت قورمه سبزی درست کردی؟
منم با اعتماد به نفسی بسی فراوان گفتم بلی
گفتن: خوب از نظر شما قورمه سبزی خوب چه قورمه سبزی می باشد ؟
گفتم: قورمه سبزی که جا افتاده باشد
گفتن : قورمه سبزی جا افتاده ینی چی؟
فرمودیم:یعنی قورمه سبزی که همه چی دست به دست هم داده باشد
گفتن: خوب دست به دست هم حالا ینی چی ؟
و ما باز گفتیم : عجباااااااااااا خو ینی اینکه آب یه طرف دون یه طرف نباشد
ایششششش ول کنه این سوالم نبود خسته کننده
تو دلم گفتم یعنی ما اومدیم یاد بگیریما همچین سوال می کنه انگار ما یه عمرآشپز بودیم  قابل بخشش نیست
بعد گفت خوب دیگه چه غذاهایی درست می کنی کتلت تا حالا درست کردی گفتم: بله
گفتن: مواد کتلت چیه؟
گفتم : گوشت ،سیبزمینی و.....
خلاصه کلی سوال و جواب آخرش گفت فردا اسامی پذیرفته شدگان را می زنیم بیاین ببینیدمدرک داشتن
 اگه اسمتون بود پس فردا بیاین سر کلاسمؤدب
فردای اون روز  که نرفتیم اما همون پس فردا ،صبح زود با هر سختی بود رفتیم فنی حرفه ای خوابم گرفتبه امید اینکه قبولیم دیگه دوست داشتن
تازه شب قبلش به تولد گفتم تولد دعا کن من قبول بشم و گرنه ضربه روحی بهم وارد میشهترسیدمشوخی
تا رسیدیم فنی حرفه ای ....


ادامه دارد
   
 


نوشته شده در یکشنبه 25/10/90ساعت 2:30 عصر توسط صبا نظرات ( ) |


آخرین مطالب
» عاشق شده ای ای دل سودات مبارک باد
انرژی مثبت
با تو ...
بی قـــرار
روزای الکی !
دعا می کنم تا اجابت بشه
[عناوین آرشیوشده]

Design By : RoozGozar.com